أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

465

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

است و گروهى از جنيان قرآن را شنيده به آن ايمان آوردند . و مسلمانان معتقدند كه پيامبر ( ص ) بر انس و جن مبعوث شدند . جن در افسانه‌هاى اسلامى نقش مهمى داشته و داستانها از جنيانى كه عاشق بنى آدم شده‌اند ، نوشته شده و حتى به داستانهاى كودكان و نوجوانان هم راه يافته است . ص 380 ، س 7 : در ايام قديم تقويم به شيوهء امروزى رايج و متداول نبود ، حوادث مهم مبدأ تاريخ به حساب مىآمدند و حوادث بعدى نسبت بدان سنجيده مىشدند . در ايران باستان مرگ پادشاهى و جلوس جانشين او مبداء تاريخ بود و سكه به نام پادشاه جديد ضرب مىكردند و چون اين سكه‌ها هر سال ضرب مىشد بنابراين سال اول و دوم و . . . سلطنت مبدأ تاريخ بود ، با مرگ او و جلوس پادشاه بعد ضرب سكه به نام پادشاه جديد بود و بدين منوال تاريخ مشخص مىشد و وقايع و حوادث را بر مبناى سالهاى سلطنت محاسبه و يادداشت مىكردند ، و امروزه از اين طريق مدت زمان سلسله‌ها نيز مشخص شده است . روش ديگر در تاريخ‌گزارى حوادث مهم بود مانند : سيل ، زلزله ، جنگ و . . . كه اهميت فوق العاده داشتند و تاريخ‌گزارى بر مبناى قبل و بعد اين‌گونه حوادث و پديده‌ها صورت مىگرفت و هنوز هم ميان عوام رايج و متداول است . جنگ پيل در تاريخ عربستان بسيار مهم بود و يك مبدأ تاريخى محسوب مىشد و حوادث را به قبل از عام الفيل و بعد از عام الفيل مشخص مىكردند ، چنانه تولد پيامبر ( ص ) را نيز سال عام الفيل مىنويسند . اين شيوه تقويم يا تاريخ در ميان اعراب بود تا آنكه واقعهء هجرت رسول اللّه پيش‌آمده ؛ و هجرت رسول الله از مكه به مدينه مبداء تاريخ رسمى ميان مسلمانان شد و تابه امروز هم متداول است . ص 419 : دربارهء تجديد بناى مرتبه يازدهم خانه كعبه به دستور سلطان مراد چهارم ، هامر پورگشتال گويد : . . . در اين دو سال آخر بعضى حوادث و وقايع در اسلامبول و بلاد ديگر از ممالك عثمانى روى داد كه ذكر آنها خالى از لزوم نيست . وقتى سلطان در عمارت تابستانى بشيك طاش در كوشك سلطان احمد نشسته ، مشغول خواندن هجو نامه نفعى شاعر بود كه تير قضا [ - سهام قضا ] نام داشت . در آن بين طوفان عظيمى اسلامبول را فرو گرفت ، رعد و برق و صاعقه تواتر و توالى يافت و يك ضرب صاعقه در پائين پاى سلطان به زمين آمد . پيشخدمتها از شدت حيرت بىحركت ماندندو سلطان از كثرت وحشت هجونامه را پاره‌پاره كرد به نفعى شاعر دشنام سخت پيغام كرد و صدقه بسيار به فقرا تقسيم كرد ، از بابت گناهان خود كفاره بداد . دو ماه قبل از آن حادثه ، سيل بزرگى به مكه معظمه آمده ديوارها را خراب كرده ، كعبه را به زير گرفته بود . سلطان رئيس السادات سيد محمد افندى را جهت رياست عمل ساختن آنجا معين فرموده ، وجوه لازمه آن كار را